یکی دو هفته ی پیش به دعوت دوست هنرمندم کورش شمس که هم به معنای واقعی شاعر و هم کارگردان و نویسنده ی تاتر برای دیدن از آخرین کار اجرا شده ی گروهشبه نام سوپ جو با یه عالمه سویا به سالن آمفی تاتر کتابخانه ی الغدیر سده(خمینی شهر) رفته بودم...کاری فوق العاده دیدم...فوق العاده...با این که فضای نمایش جنگ بود و دفاع مقدس ولی ترانه ی جدیدی تو سالن شکل گرفت...حتما منو از نظرای ارزشمندتون محروم نکنید
اگه از همه چی اگه از همه کس
اگه افتادم به نفس نفس
تو را دس دارم تو که آسمونی
تویی که پرم می دی از قفس
واسه خستگیا و شکستگیام
واسه هرچی غمه یه نگاه تو بس
تو که خون منی تو که جون منی
تو واسم همه چی تو واسم همه کس
دارم از تو می گم توی هر غزلم
اگه شعر منو می برن روی دس
نمی دونم آخر کار چی می شه !!
*یه نفر میاد؟اصلا کسی هس؟؟؟
* شاعراز سهل انگاری وزنی آگاه است

